تبلیغات

اسلاید شو

کتابخانه عمومی آیت الله هاشمی قمبوان - داستان کوتاه
تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : محبوبه منصوریان



گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این کتابها مال توئه ؟

با خوشحالی گفتم : بله البته، خیلی هاشون رو از نمایشگاه های کتاب خریدم.

کتابی رو از قفسه بیرون آورد و گفت : این کتاب رو خوندی ؟

گفتم : هنوز نه .

به کتاب دیگری اشاره کرد و گفت : این یکی رو چطور ؟

نگاهی به کتاب کردم و گفتم : این یکی رو هم هنوز نه

بدون اینکه چیزی بگه کتابی رو از طبقه پایین نشون داد .

گفتم: این رو هم نه !

گیله مرد با تعجب پرسید : اصلن امسال چندتا کتاب غیر درسی خوندی ؟

 با ناراحتی گفتم: فقط یک کتاب

پرسید : کی خریده بودیش ؟

گفتم : امانتی بود و از دوستی قرض گرفته بودم .

گیله مرد گفت : بنظرم باید یه تغییراتی تو زندگیت بدی و بدونی که برای اینکه در زندگی حرفی برای گفتن داشته باشی باید اهل کتاب و مطالعه باشی. این انسانها هستند که جامعه رو می سازند و امروزه خیلی از کشورهایی که حرفی برای گفتن دارند مردمی دارند که اهل مطالعه و کتابند.

به یاد داشته باش که کتاب دستت رو میگیره و تو رو بالاتر میبره ...


 

به عقیده‌ی کرم بسیار عجیب و احمقانه است که انسان کتاب‌هایش را نمی‌خورد ...
 - تاگور



طبقه بندی: ادبی،
برچسب ها: روستای قمبوان، کتابخانه عمومی قمبوان، کتابخانه عمومی آیت الله هاشمی قمبوان، ادبی،

ساعت فلش